تبليغاتX
یک اخراجی - بازخوانی اخراجی ها از زبان وبلاگ
وبلاگی برای انعکاس نقدهای فیلم اخراجیها ساخته مسعود ده نمکی

بازخوانی اخراجی ها

 از زبان یک وبلاگ

اشاره:مطلب زیر توسط مهدیه در وبلاگ کفن پوش منتشر شده است.

اکبر عبدی –کامبیز دیر باز –امین حیایی –علی اسیوند-ارژنگ امیر فضلی = اخراجی ها

سید جواد هاشمی –فخر الدین صدیق شریف = آشنایان

نگار فروزنده – نیوشا ضیغمی =گوشه و کنارها

و

مسعود ده نمکی =افساید

خنده در رگریه

گریه در خنده

اخراجی ها از دنیا اخراج شدند اما از بهشت نه!

ده نمکی سال هاست که اخراج شده اما ساکت نه!

خنده در گریه

برادر حاجی :کفن چند تیکه است؟
لا مذهب: زنونه یا مردونه ؟؟؟

برادر حاجی: نماز جمعه چند رکعت است؟

لا مذهب :چون جمعه است و تعطیله هرچی بخونی ثوابش بیشتره چهل رکعت، پنجاه رکعت

فریاد بر آورد: آهای این ها چیه که می پرسی ؟! این ها که نشد ملاک!

آغاز فیلم با خنده است تا ثابت کند که این رسم روزگار است که بعد از هر خنده گریه ا ست.

اخراجی ها راهی جبهه می شوند:

گفت: می رویم جبهه و با تلوزیون و یخچال  و .............بر می گردیم.

راست می گفت چه بسیار افرادی رفتند و در حالی بر گشتند که در زمره طبقه بندی شهید باکری قرار گرفتند.

در جبهه به کوچکی که احساس بزرگی می کرد فریاد بر آورد: به چیت می نازی ؟! به ریشت؟!

حرف دلمان را چه محکم زد به آنان که گمان می کنند خدا ترازویش را آماده کرده تا بگذاردشان در ترازو و هر چه قدر  که ریش و پشمشان بیشتر باشد اجرشان را هم بیشتر بدهد.

این سکانس از جنس خیال نیست واقیعت است: "جماعت! یک دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن. برید از اون ها بپرسید که شنیده ها رو دیدن."

فرمانده فریاد می زند: زود باشید باید زمین رو پاک سازی کنیم .

بدون تردید می روند نه می دوند و روی مین دراز می کشند زمین را نه. روحشان را پاکسازی می کنند و می پرند.

و سکانس آخر:

گفته بود که هر کس از این شربت های معروف بخورد شهید می شود.

مصی که شهید شده بود و مجید هم سرش را روی زانو ی حاجی گذاشته بود و جان می داد. او که برای رسیدن به معشوقه اش عازم شده بود هم معشوقه اش را یا فت و هم به وصالش رسید.

آفساید (ده نمکی )

چه قدر حرف دارد برای گفتن!

چه قدر درد دارد برای نالیدن!

 گفت که همه شخصیت ها واقعی هستند .

(اگر امروز باورش سخت است برای این است که آن ها خیلی بزرگ بودند یا این که امروز ما خیلی کوچک هستیم)

 گفت می دانم که کار کیست!!! جیب خیلی ها در مخالفت با من پر می شود.

(جلوی سینما، فیلم هنوز روی پرده است .فریاد ها بلند است :سیدی اخراجی ها با بهترین کیفیت رسید)   

 گفت نه مرغ می خواهیم نه سیمرغ .

(اما نالید که این بی انصافی است که حتی یکی از بازیگرانش هم کاندید نشد انتخاب شدنش پیشکش )

پرسیدند آیا شما همان مجید سوزوکی هستید ؟؟؟

پاسخ نداد.

ضمیمه: از حق نگذریم تیتراژ اخرش با صدای محمد  اصفهانی عالی بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 12:39  توسط یک اخراجی  |