"اخراجی ها" ارزش یا ضد ارزش
اشاره: مطلب زیر توسط خبرگزاری تخصصی حوزه دین در تاریخ ۲۰ فروردین منتشر شده است.
مجید معروف به "مجید سوزوکی"یکی از الوات محل همراه یک دزد، یک معتاد و چند تن از افراد محله به خاطر عشق به یکی از دختران محله به جبهه می روند و در فضای جبهه قرار می گیرند و کشته می شوند. این خلاصه داستان فیلم است. فیلمی که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر با سر و صدای زیادی اکران شد.
بحث نمایش فیلم و اکران نوروزی آن به جای خود ولی آیا سوژه جنگ و دفاع مقدس می تواند دستخوش چنین پرداخت هایی شود و آیا جبهه های ما مقال این گفتارها را دارد؟ مجید و یارانش در جبهه ها نماینده کدامین قشر از جامعه بودند، باید از کارگردان پرسید.
جبهه های جنگ ما جای همت و خرازی و حسین فهمیده ها بود. مردان بزرگی به خود دید که زندگی و شهادت هر کدام از آنها خود سریالی می طلبد اما در این دوره فردی که خود داعیه حضور در جبهه ها را دارد چگونه به خود اجازه می دهد فضای پاک و معطر جبهه ها که چنین انسان هایی را در دامن خود پرورش داده است را تا این حد تنزل دهد که افرادی در آن قمار می کنند، تاس می اندازد و هزاران کار دیگر.
همواره مقوله طنز در سینمای ایران به خصوص در جذب گیشه موفق بوده است و چهره های این ژانر سینمایی همواره جز بهترین ها برای جذب پول و پولسازی بوده اند کسانی همچون اکبر عبدی، علیرضا خمسه و یا افرادی مانند امین حیایی، محمدرضا شریفی نیا و امثالهم که جزو بازیگرانی هستند که هر گاه به این پیشگاه وارد می شوند حداقل در جذب گیشه موفق می شوند و این سود کلان همواره مورد توجه برخی فیلمسازان بوده و هست، تا آنجا که بازیگری مانند امین حیایی به فردی کاملا گیشه ای تبدیل شده است که اگر باشد فیلم فروش می کند و به زعم نویسنده این گزارش یک سم برای کل دستگاه سینمایی کشور است.
حال اگر مقوله جذب گیشه را با سینمایی که تاکنون برای ما ایرانی ها سینمایی ارزشی محسوب می شده با نام سینمای دفاع مقدس مخلوط کنیم، عصاره ای با نام اخراجی ها بیرون می آید.
مسعود ده نمکی کسی که تاکنون دو فیلم مستند به نام های "فقر و فحشا"، "کدام استقلال کدام پیروزی" را ساخته و اینک اخراجی ها را به روی پرده برده است، فردی است که همواره خود را در متن جنگ حاضر می دانسته و مدعی است این افراد را خود به چشم خود در جنگ دیده است ولی این شبهه به وجود دارد که ده نمکی کدام جنگ را دیده زيرا از هر کدام از حاضران در این دفاع مقدس که سراغ دار و دسته اخراجی ها را گرفتیم نشانی یافت نکردیم.
اکران نوروزی این فیلم که از جشنواره فیلم فجر آمده است به خودی خود فروش بالایی برای این فیلم به دنبال خواهد داشت به خصوص بعد از جار و جنجال هایی که ده نمکی در روز اهدای جوایز به پا کرد و مردم ایران که نشان داده اند همواره به دنبال چنین جنجال ها و پیگیر آن هستند فروش آن را تضمین می کنند و دیری نمی گذرد که آتش بس میلانی در فروش به زانو درخواهد آمد.
اخراجی ها با حاشیه های فراوان در جشنواره به نمایش درآمد و نکته بارز آن کنجکاوی تماشاگران برای رصدکردن نگاه ده نمکی در به تصویر کشیدن جبهه و جنگ تحمیلی بود.
فیلم ده نمکی تکرار مکررات سینمایی است که در آن تعدادی از همه جا رانده در یک موقعیت ارزشی جدید قرار می گیرند و تحت تأثیر جو حاکم پا به میدان مین گذاشته، شهید شده، دست از خلاف برداشته و به یک کلام بزرگ ترین فداکاری ها را به ظهور می رسانند.
در ساختار این فیلم سینماگر می خواهد شعار ندهد ولی در نهایت و به دنبال شهید شدن مجید همه شعارهایی که ثابت شده است نباید به صورت مستقیم داده شود را سر می دهند و ماجرا را ختم به خیر می کند.
بازی های کلیشه ای اکبر عبدی در نقش یک جوان عاشق پیشه ترک زبان که بارها در جاهای دیگر تکرار شده است، محمدرضا شریفی نیا، حاجی ترسو با آن تیپ آفتابه به دست و آستین های بالا زده و شعارهای تکراری، امین حیایی در نقش یک پسربچه دزد و با لهجه ای خاص و ... در فیلم موج می زند که البته با شوخی های تکراری، ناخوشایند و گاهي هم مستهجن سعی بر خنداندن مخاطب دارند.
سوال دیگری که در اين میان پیش می آید این است که کدام جبهه جنگ این هرج و مرج را در خود نهفته دارد که یک سرهنگ ارتشی (عبدالرضا اکبری) بدون نام و نشان در جنگ شرکت کند و آیا جبهه های ده نمکی اینگونه بوده که هر کسی که بخواهد و بدون هیچ نام و نشانی در آن حضور یابد؟ آیا جنگ این همه بی برنامه بوده که حتی هویت سربازان خودی را هم نمی دانستند؟